ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
826
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
ذكر اوضاع ولايت سرخس و موجبات عزيمت نوّاب نايب السلطنه به آن ولايت و اوضاع واقعهء در عرض راه سرخس ولايتى است از توابع مرز خراسان و وطن تركمانيهء سالور در آن سامان . قصبهء آن عظيم است و قلعه [ اى ] ضخيم و همواره پنج هزار خانوار از طوايف تركمانان سالور در آن ولايت مقيم . اين طايفه منسوب به تولى خان بن چنگيزخانند و لقب او سالور خان بوده و هموارهء اوقات در ميانهء ايلات اتراك زندگانى مىنموده است . در ايّام حكومت بيرامعلى خان [ 459 ] عزالدينلوى قاجار در مرو ، چندين دفعه آن ولايت را تاخت و بنيان قرار ساكنين را زير و زبر ساخت . در بدايت اين دولت روزافزون كه سفر اوّل خراسان اتفاق افتاد ، جماعت سالور كه دربدر بودند ، به استدعاى يورتى از دربار اقدس زبان گشودند و حسب الامر الاعلى به فراغ بال در آن سامان مكان نمودند . بالجمله ، جماعت مزبور به سبب بستگى به تولى خان جميعا به قاعدهء تركمان ، خود را باى مىدانند و هرگز به عزيمت قتل و اسر به سمتى لشكر نمىرانند . از طوايف تركمانان تكه و ساروق مرو و يمر على و على ايلى و غيره همواره به صيغهء مزدورى به آن ولايت مىآيند و اسب از طايفهء سالور عاريت گرفته اطراف ولايات خراسان را تاخت و تاز مىنمايند . پس از مراجعت ، نصف اسير و مالى كه گرفتهاند به سرخسى مىسپرند و نصف ديگر را خود برداشته به اوطان خويش مىبرند . پيوسته تجّار اسيرفروش از اويماقات هزاره و جمشيدى و تايمنى و تيمورى در ولايت سرخس به تحصيل منافع مىكوشند و اسراى شيعه را از ساكنين آن ولايت و ساير طوايف غريب خريدارى كرده و به اطراف تركستان برده ، مىفروشند . در حقيقت ، ولايت مزبور ، بندرگاه اسيران هر ديار است و دائم الاوقات ، بنده و برده و تجّار اسيردار در آن ديار بىشمار . خود طوايف سالور نيز اكثر اوقات در ولايات خوارزم و خراسان به تجارت اسب و پوست بخارايى و غيره مشغولند و قانون تجارت در ميان ايشان معمول . چون چهل سال بود كه آن ولايت آسيبى نديده بود ، لهذا روزبهروز بر دولت و ثروت ايشان مىافزود . پول آن غولان را پيلان توانا از حمل و نقل عاجز بودند و به سبب كثرت تجارت و اسيرفروشى همواره